الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

21

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

( * ( وَتَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ ) * ) . « مهل » ( بر وزن قفل ) به معنى فلز گداخته است ، و گاه به معنى درد خاصى است كه در روغن زيتون ته نشين مىشود ، و در اينجا مناسب همان معنى اول است ، هر چند در مقام تشبيه تفاوت چندانى با هم ندارند . « عهن » به معنى پشم زده شده اى است كه رنگين باشد . آرى در آن روز آسمانها از هم متلاشى و ذوب مىشود ، و كوه‌ها درهم كوبيده و خرد و سپس با تند بادى در فضا پراكنده مىگردد ، همچون پشمى كه تند باد آن را با خود ببرد و چون كوه‌ها رنگهاى مختلفى دارند تشبيه به پشمهاى رنگين شده‌اند ، و بعد از اين ويرانى ، جهانى نوين ايجاد مىگردد ، و انسانها حيات نوين خود را از سر مىگيرند . هنگامى كه رستاخيز در آن جهان نو بر پا مىشود آن چنان وضع حساب و رسيدگى به اعمال وحشتناك است كه همه در فكر خويشند ، احدى به ديگرى نمىپردازد ، و هيچ دوست گرم و صميمى سراغ دوستش را نمىگيرد « ( * ( وَلا يَسْئَلُ حَمِيمٌ حَمِيماً ) * ) ( 1 ) . همه به خود مشغولند ، و هر كس در فكر نجات خويش است ، همانگونه كه در آيه 37 عبس آمده است : لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيه : « هر يك از آنها آن روز چنان گرفتارى دارد كه تمام فكر او را به خود مشغول مىكند » ( 2 ) .

--> ( 1 ) « حميم » چنان كه قبلا نيز اشاره كرده‌ايم در اصل به معنى آب داغ و سوزان است ، سپس به دوستان گرم و بسيار صميمى نيز اطلاق شده است . ( 2 ) براى آيه فوق تفسيرهاى ديگرى نيز ذكر شده ، از جمله اينكه هيچكس از حال ديگرى سؤال نمىكند ، زيرا وضع همه از چهره هايشان روشن است ، و آنجا كه عيان است چه حاجتى به بيان است ؟ ديگر اينكه هيچكس از ديگرى نمىخواهد كه او مسئوليت اعمالش را بپذيرد چرا كه امكانپذير نيست ولى صحيح همان تفسير بالا است .